خبرگزاری فارس: قائم مقام خانه كارگر آذربايجان غربي گفت: بيش از 3 هزار نفر از كودكان در كارگاه هاي كوچك مشغول بهكار هستند، اين درحاليست كه قانون ممنوعيت كار كودكان زير 16 سال بهتصويب رسيده است.
علي صحرانورد امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در اروميه افزود: قوانين تدوين شده در اركان اجرايي و تضميني كشور درباره بهبود شرايط كار براي كارگران اين مرز و بوم، بخشنامه ها و آئين نامه هاي اجرائي براي صاحبان مشاغل و الزام آنها بهرعايت حقوق كارگران اگر چه در سال هاي اخير شدت بيشتري گرفته است اما كارگران بخش هاي مختلف هنوز هم نارضايتي هايي از تضييع حقوق خود از سوي كارفرمايان دارند كه قوانين كار در ايران، كار كودكان را ممنوع داشته است، اين درحاليست كه كودكان در شرايط سخت از سوي والدين يا كارفرمايان با كمترين حقوق و دستمزد بهكار گرفته مي شود. وي تصريح كرد: اين كودكان اگرچه در كارخانجات و شركت هاي بزرگ بهكار گرفته نمي شوند، ليكن در كارگاه هاي كوچك زيرزميني همچون كارگاه هاي كفاشي، كوره هاي آجرپزي و شيشه گري بهكار گمارده مي شوند. صحرانورد اضافه كرد: وضعيت زنان و مردان كارگر نيز در چنين كارگاه هاي زيرزميني و در مشاغل سخت چندان مساعد نيست. متأسفانه در اين ميان كارشناسان وزارت كار بدليل كمبود نيرو، ابزار و وسائل از نظارت فعال بر اين كارگاه ها عاجز مي مانند. وي اظهار كرد: كارفرمايان اين كارگاه ها بدليل عدم دسترسي بازرسان وزارت كار براحتي مي توانند حقوق كارگر را ناديده بگيرند، او را بدون هيچ مانعي اخراج كنند يا حق بيمه كارگر را نپردازند در اين ميان گاهي بازرسان ادارات كار و تأمين اجتماعي نيز بدليل حضور مقطعي در محيط كار كارگران و بي اطلاع از وضعيت كارگر يا بسياري از مسائل ديگر براحتي از سوي كارفرمايان فريب مي خورند در اين گير و دار حقوقي براي كودكان كار نمي ماند كه احيا شود قائم مقام خانه كارگر آذربايجان غربي ادامه داد: زمانيكه حقوق كارگران در صنايع مختلف تضييع مي شود و كمتر كسي حساسيت از خود نشان مي دهد، آن وقت است كه اين مسأله خيلي عادي بهنظر مي رسد. صحرانورد تاكيد كرد: در برخي كارگاه ها يا مشاغل صنعتي، كارفرمايان بدون اقدام بهحقوق كارگر، مداركي مبني بر پرداخت كامل حقوق قانوني كار تنظيم مي كنند و در اين ميان كارگر بي اطلاع از حقوق قانوني خود تنها با يك تهديد از سوي كارفرما مبني بر اخراج و ناچار بهامضاي مدارك جعلي مي شود، مداركي كه بهمراجع هيئت حل اختلاف و هيئت تشخيص ادارات كار و تأمين اجتماعي مي رود تائيد مي شود و اين رويه در استان آذربايجان غربي بهوفور ديده شده و همگان بر جعلي بودن مدارك ارائه شده از سوي نمايندگان كارفرمايان واقفند اما مسئولي نيست لب بهاعتراض باز كند و اگر تنها نمايندگان قانوني كارگران اعتراض كنند راه بهجايي نمي برند .
رادیو فردا: ديدبان حفاظت از مدافعان حقوق بشر با انتشار بيانيه يي از فشارهاي وارده برخانواده منصور
اسانلو و ديگر زندانيان در ايران ابراز نگراني كرد. اين سازمان غيردولتي كه سازمان جهاني مبارزه با شكنجه و فدراسيون بين المللي حقوق بشر مشتركا ايجاد كرده اند بازداشت منصوراسانلو را غيرقانوني مي داند. در اين بيانيه بهبازداشت كوتاه مدت پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو وخواهرش اشاره شده است كه روز سوم سپتامبر هنگامي كه قصد داشتند بهديدار لوييز آربور كميسر حقوق بشر سازمان ملل متحد بروند در تهران بازداشت شدند. با گروهي از خانواده هاي دانشجويان زنداني نيز كه قصد داشتند با خانم آربور ملاقات كنند بههمين ترتيب رفتار شد
گزارشي از يكي از كارگران اخراجي كارخانه هاي قند :
اين واردات بي رويه شكر نيست كه مشكله اين شكر زرد هستش كه بايد سفيد بشه كه خودش يك نوع كاره مشكل كارگرهاي كارخانه هاي قند اين كه كارشان فصلي هستش در فصل برداشت چغندر, چغندر كارها محصولشان رو به كارخانه ميدهند , كارخانه 4ماه به خاطر تبديل چغندر كار ميكنه و 2الي 3ماه هم به خاطر تبديل قند زرد به قند سفيد. قرارداد به اين شيوه بوده كه از شروع بهره برداري تا پايان بهره برداري. قرار هم نبود كه قسمت چغندر كاري از بقيه قسمت ها جدا بشه
از ديد عموم بهره برداري اززمان روشن شدن كارخانه تا خاموش شدن دستگاهها است . تاپايان بهره برداري طبق اين قرارداد براي من كارگر يا خود كارخانه فرقي نميكنه كه چه محصولي رو تبديل كنند. ولي اينها بهانه اوردند كه شما براي فصل چغندر استخدام شده ايد و براي تبديل چغندر نيست و اين اجهاف درحق كارگر است يك سال كارگر ها اعتراض كردند كه حق ما ضايع ميشه. اينطوريه كه شيفت كارخانه هاي قند 12 ساعته است يعني دوازده ساعت كار و دوازده ساعت استراحت هستش. اول سال قرار شد بر اساس اعتراضي كه كارگرها كردن قرار شد كه ساعت كار بشه 12 ساعت كار و 24 ساعت استراحت اما همه شيفت ها كار كنند. بطور مثال اگر بخوام بگم يك دستگاهي دو هست كه كارش جداسازي شكرو شيره از چغندر هستش و قسمت هايي است كه كار سفيد سازي را انجام ميدن و كار تصفيه شكر زرد به سفيد را انجام ميدن. با واردات شكر زرد ، بعد از تبديل چغندر به شكر و پايان فصل كار اين قسمت جداسازي چغندر رو تعطيل ميكنه. كه در رابطه با اين موضوع كارگرهاي اين قسمت اعتراض كردن كه مجبور شدن همان يكسال اول همه 360 كارگر هم شيفت 12 به 24 ساعت بمانند. در كارخانه اين مدلي كار شد ولي بعد گفتندكه ديگه نه و اين كار را قبول نكردن حتي كارگرها ر وهم كه اپراتور قسمت تصفيه بودند و 20 سال روي اين دستگاه كار كرده بودن رو بيرون كردن و مابه ازاء آن نور چشمي هايشون رو آوردن. مثلا كارگر سيلوي چغندر رو آوردن، در صورتي كه سيلويي وجود نداشت. اينها ميگفت اين جدايي از قانون تهران هستش و قانون كار جدا داره. اينها حكومتشون حكومت خودشونه.سر بيمه بيكاري به ما هيچ جوابي ندادن و گفتن برويد وقتي چغندر آمد بياين سركار.
. ولي ما به ازاء نورچشمي شون كه راننده كاميون هستش رو آوردن و آموزش كمي به او دادن و او رو بالاني دستگاه گذاشتن. حقوق كارگر فصلي از شروع بهره برداري تا پايان بهره برداري هستش. بعد از واردات شكر زرد و بغد از اون يكسال شيفت كاري از 12 به 24 ساعت شد و همه حقوقي كه به كارگر ها ميدادند به 36 ميليون تبديل شد و اين به نفع كارخونه بود و همه360 نفري كه كار ميكردن باينكه حقوقشون كمتر شده بود راضي بودن ولي اين فقط براي يك سال بود. و بعد از يكسال اينطوري باقي نماند.و سراين موضوع پارتي بازي كردن و اين كارهايي كه انجام ميدادن هيچ به نفع كارخونه نبود و فقط يك منفعت داشت اونهم براي نور چشمي هاشون بود. اين براي خود كارخونه ضرر داشت بدليل آشنا نبودن كارگرهاي نورچشمي به دستگاهها ضايعه واردميشدو فقط در اين رابطه يكسري نورچشمي منفعت ميبردن. اينها ميگن كه اينجا قانونش جداست و يك مملكت جدا هستش. 
اداره كار براي رسيدگي به امور كارگرهاست. اينها ميخواهند مراجعه كنند ولي يك موضوعي هست اينجا شيفت هاي حقوقي هر كس را پشت كار هر كس ميگذارند در كارخانه ما دو خانم داره كه يكي در تهران و يكي دركارخانه است. در كنار فيش حقوقي من فيش خانمي بود كه من نميشناختش. پايه حقوق اين خانم كمتر از من هستش. يعني دير تر از من استخدام شده ولي من اين خانم را نميشناختم بعد از پرس وجو به من گفتن كه اين خانم در اداره كار كار ميكنه ولي حقوقش ر واز كارخونه قند ميگيره .حالا شما به من بگيد من چطور به اداره كار شكايت كنم.؟ اين خانم يا كارمندي كه حقوقش رو از كارخونه قند ميگيره چطور ميذاره من به حقم برسم؟ به تهران هم شكايت نكردم.من درچهار ماه بيكاري خودم ميتونم پول دربيارم و دستم به دهنم ميرسه. اما شما اين رو در نظر بگيرين كه كساني هستن كه 20 سال توي كارخونه كار كردن و زن و بچه دارن اينها بايدچكار كنند؟ خالص حقوق يك كارگر كه در يك كارخانه كار كرده يك ميليون تومن هستش و اين 360 كارگر با سالي 1 ميليون تومن زندگي ميكنند حساب كنيد يك سرپرست خانواده با 20 سال سابقه و پنجاهه سال سن و دختري كه ميخواد شوهر بده چكار ميتونه بكنه؟ من دندون قهستان بيرجند را كندم ولي بقيه بايد چكار كنند؟ اينجا 8ساله كه شديدا خشكسالي هستش . همه اينرو ميدونن كه قبلا كارگرها در 8 ماه بقيه سال كارهاي ديگه ميكردن مثل دامداري و كشاورزي ولي در اين 8سال نه درختي نه سبزه زاري بوده. هيچ كدوم از اينها نبوده .در اين 8 ماه اينها چكار ميتونن بكنن؟ اين كارگرها با 10 سر عائله چكار بايد بكنند؟ اينجا همه بچه هاشون به خاطر فقر زير ديپلم هستن. و كمتر نفري پيدا ميشه كه بالاتر از ديپلم سواد داشته باشه. و درصد سواد خيلي پايينه. در يك روستا 5 هزارنفري نهايتا دو ياسه نفر ليسانسه هستش. با اين حقوقي كه يك ميليون براي خانواده 10 نفري اين خانواده واقعيت اينه كه بايد نون خشك بخوره. من خانم هايي ميشناسم كه هم كار خودم هستش اين خانم سه سال هست كه نتونست براي دخترش جهاز بخره پسره گذاشت و رفت. يا پسر جووني كه نتونست هزينه زندگيش رو مهيا كنه و در اينجا زندگي دختر پسرها تباه ميشه.خيلي دلم ميخواست يك مسئولي بياد اينجا و ما حرفهامون ر وبه اون بزنيم. وزير كار اومداينجا ولي كسي رو نذاشتن بره باهاش صحبت كنه و فقط خانواده هاي جانبازان و شهدا و خانواده هاي خودشون رفتن باهاشون صحبت كردن .رئيس جمهور اينجا آمد گفتن نامه نگاري كنين. اب اينكه خيلي متنفر بوديم اينكار ر وكرديم. ولي فايده اي نداشت. هيچكس به ما جواب نميده. ما در نقطه اي در دم مرز ايران و افغانستان هستيم. ايناج يكسري اهل تسنن هستن. كاش بودين و ميديدين اين بيچاره ها براي كار به هر جايي ميرن. براي كار هر جايي ميرن حتي اينها ديپلم دارن و لي بهشون كاري داده نميشه. فقط به دليل اين كه اهل تسنن هستن و اين يك ظلم بزرگي هستش.
خبرنگار كميته كارگري پويا ـ بهاره مقدم
توضیح: سایت شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری کار خود را با گزارشی از اعتصاب کارگران شرکت آزمایش آغاز کرده است. امیدواریم در آینده نیز شاهد ارائه ی چنین گزارشاتی درباره ی اعتصابات کارگری از سوی شورا باشیم.
"گزارشی از اعتصاب کارگری شرکت آزمایش مرودشت"
از طریق یکی از سایت های اینترنتی مطلع شدیم، کارگران کارخانه ی آزمایش در مرودشت شیراز در اقدامی اعتراضی دست به اعتصاب زده اند. و در پی آن بودیم که خبر تازه تری از این اعتراض کارگری به دست آوریم. به سایت گوگل مراجعه کردیم، فقط خبر کوتاهی مبنی بر اعتصاب کارگران مرودشت در این سایت وجود داشت و مطمئن شدیم خبر اعتصاب کارخانه ی آزمایش درست است. خبر منعکس شده حاکی از آن بود که از 1400 کارگر این کارخانه، 1000 کارگر اخراج شده و 400 نفر بقیه نسبت به اخراج همکاران خود معترض هستند. از 400 نفر باقی مانده نیز 200 نفر رسمی هستند. بنابراین با داشتن این اطلاعات حداقلی روز 26 مرداد به طرف شیراز حرکت کردیم و در تاریخ 27 مرداد خود را به کارخانه رساندیم. اما برای تهیه ی گزارش و گفت و گو با کارگران با موانعی مواجه بودیم. گزارش زیر حاصل گفت و گوی ما با کارگران این شرکت است:
کارخانه ی آزمایش واقع در کیلومتر 7 جاده ی اصفهان- شیراز، در گذشته ای نه چندان دور دارای 1400 نفر کارگر بود، که با تعدیل نیرویی که انجام گرفته در حال حاضر این تعداد به 400 نفر تقلیل یافته است. از قرار معلوم به دنبال اجرای اصل 44 قانون اساسی و در راستای داستان خصوصی سازی کارخانه از طریق زد و بندهای معروف و گرفتن وام از بانک ها، این کارخانه به شخصی به نام دکتر داودی واگذار شده است. داودی در اولین اقدام پس از تصاحب کارخانه دست به تعدیل نیرو می زند و در پی اخراج و بازخریدی کارگران برمی آید و اعلام می کند که کلیه ی پرسنل می توانند با چهار ماه بازخرید شوند. کارگران وقتی از این تصمیم مطلع می شوند در یک حرکت اعتراضی در تاریخ 24 اسفند 85 اقدام به اعتصاب می نمایند و تصمیم می گیرند که صدای اعتراض خود را به گوش سایرین نیز برسانند، لذا به محوطه ی بیرونی کارخانه رفته و جاده ی اصفهان- شیراز را مسدود می کنند. با این عمل کارگران همانند دیگر حرکت های اعتراضی نیروی انتظامی برای سرکوب کارگران در صحنه حاضر می شود. اما با ایستادگی آنان پای استاندار نیز به این حضور اعتراضی باز می شود. با آمدن استاندار کارگران خواسته ها و مطالبات خود را از جمله حقوق معوقه و این که مدیر عامل کارخانه قصد تعطیلی کارخانه و بیکار کردن کارگران را دارد، مطرح می کنند. استاندار نیز با دادن وعده و وعید های همیشگی، مثل وام ده میلیونی و صحبت هایی مبنی بر اطمینان خاطر کارگران از این که شرکت به وضعیت سابق برخواهد گشت آن جا را ترک می کند. اما طولی نمی کشد که در همان اسفند ماه 150 نفر از کارگران را با سالی یک ماه بازخرید می کنند. در تاریخ 15 مرداد 86 کارگران مجدداً دست به اعتصاب زده و خواهان دریافت حقوق عقب افتاده ی فروردین و اردیبهشت خود می شوند. در روز 25/5/86 نیز در مقابل استانداری تجمع می کنند و موفق به دریافت دو ماه حقوق معوقه ی خود می شوند. در حال حاضر کارگران با حضور در کارخانه بعد از خوردن ناهار به خانه های شان باز می گردند. به نظر می رسد که مدیر عامل شرکت قصد تعطیلی کارخانه و اخراج یا باز خرید کامل کارگران را دارد و این شرکت اکنون به حالت نیمه تعطیل درآمده و پرسنل نیز روز خود را در حالی که بیکار هستند سپری می کنند.
در حاشیه ی تعطیلی کارخانه ی آزمایش در همان مرودشت شیراز مطلع شدیم که کارخانه ی قند، کارخانه ی آرد دادلی، مجتمع گوشت پارس و کارخانه ی چرم سازی کارگران خود را با داشتن سابقه ی کاری بالا اخراج کرده اند و هر چهار واحد تولیدی یاد شده نیز تعطیل شده اند.
با در دستور کار قرار گرفتن اصل 44 قانون اساسی بار دیگر شاهد تهاجم گسترده تر سرمایه داران به ابتدائی ترین حقوق کارگران از جمله داشتن حداقل دستمزد بخور و نمیر هستیم. تحت نام خصوصی سازی، تعطیلی کارخانجات و بیکارسازی کارگران ابعاد گسترده ای به خود گرفته است، نبود تشکل های کارگری مستقل از دولت و کارفرما طبقه ی کارگر ایران را با مشکلات عدیده ای از جمله دفاع از حقوق اولیه ی خود روبرو کرده است. تنها تشکل موجود در کارخانه ی آزمایش شورای اسلامی کار می باشد. ما ضمن تماس با این شورا خواهان اطلاع از وضعیت کارگران در ارتباط با خواسته ها و نگرانی های شان مبنی بر احتمال تعطیلی کارخانه شدیم. آنان ضمن خودداری از ارائه ی هر گونه اطلاعاتی ما را به خانه ی کارگر و کانون رسیدگی به شکایات در وزارت کار ارجاع دادند.
برحسب آخرین اطلاعات رسیده کارگران این شرکت در ادامه ی پیگیری خواسته ها و مطالبات خویش، از تاریخ 5/6/86 مجدداً اقدام به اعتصاب نموده اند.
